حقوقی

حق عینی و حق دینی چیست؟

اصولا در برابر هر حقی تکلیفی وجود دارد. گاهی این تکلیف ناظر به شخص یا اشخاص معینی است که باید حقوق دیگران را رعایت نمایند و به آن احترام بگذارند. مانند تکلیف مدیون در برابر طلبکار که بایستی دین خود را اداء کند. گاهی تکلیف ناظر به شخص معینی نیست. بلکه، عموم افراد جامعه بایستی به آن حق احترام بگذارند. مثلا، همه افراد جامعه تکلیف دارند که به حقوق مالکیت دیگران احترام بگذارند و نسبت به آن تعرض ننمایند. اشخاص از حقوق شخصی گوناگونی برخوردار هستند که لازم است به اقسام گوناگون آن پرداخته شود. در این مقاله به تعریف حق عینی و حق دینی خواهیم پرداخت و در ادامه تفاوت حق عینی و دینی و انواع آن را بررسی خواهیم کرد.

تعریف حق

حق امتیازی است که قواعد حقوق برای تنظیم روابط اشخاص در مقابل یکدیگر، به سود پاره ای از آنان در نظر گرفته است. یا به عبارت دیگر، حق اقتدار و امتیازی است که شخص در برابر سایر اعضا جامعه داراست. این حق را حق فردی و یا شخصی هم می گویند و جمع آن حقوق است. حق از اختیارات شخص است و جدا از شخصیت انسان قابل تصور نیست. هر انسانی حتی محجور می تواند صاحب حق باشد. اما، محجور اهلیت تصرف در حق را ندارد. به عبارتی، برای برخورداری از حق، صرف داشتن اهلیت تمتع کافی است و این اهلیت با زنده متولد شدن انسان به وجود می آید و تا زمان مرگ ادامه دارد.

انواع حق

انواع حق را می توان به دو دسته حقوق مالی و حقوق غیرمالی تقسیم کرد. حق غیر مالی حقی است که هدف آن اصولا رفع نیاز های عاطفی و معنوی انسان است. حق مالی امتیازی است که حقوق هر کشوری، به منظور تامین نیاز های مادی اشخاص به آن ها می دهد. هدف از ایجاد حق مالی تنظیم روابطی است که به لحاظ استفاده از اشیاء بین اشخاص وجود دارد و موضوع مستقیم آن تامین حمایت از نفع مادی و با ارزش است.  حق مالکیت حقی است که شخص نسبت به چیزی دارد و می تواند انحاء تصرفات را در آن به عمل آورد.

انواع حقوق مالی

حقوقدانان حق مالی را به حق مالی عینی و حق مالی دینی تقسیم می کنند که هر یک جداگانه مورد بررسی قرار میگیرد.

1) حق عینی

حق مالی عینی حقی است که شخص، بطور مستقیم و بی واسطه نسبت به چیزی پیدا می کند و می تواند از آن استفاده کند.

در این حق دو عنصر وجود دارد: شخصی که صاحب حق است و چیزی که موضوع حق قرار می گیرد. حقی عینی بطور مستقیم بر موضوع خود اعمال می شود و لازم نیست که اجرا و رعایت آن از اشخاص دیگری مطالبه شود. ولی هرگاه موضوع حق در تصرف دیگری باشد و او مانع اجرا آن گردد، صاحب حق می تواند رد مال را از متصرف بخواهد.

حق عینی در حقیقت به طرفیت عموم افراد جامعه قابل استناد است و به صاحب آن، اجازه می دهد که اختیارات قانونی خود را روی مال موجود در خارج به کار برد.

کامل ترین مصداق حق عینی مالکیت است که به موجب آن مالک حق همه گونه انتفاع و تصرف را در ملک خود دارد. حق انتفاع و حق ارتفاق که از شاخه های حق مالکیت هستند، نیز، از مصادیق حقوق عینی محسوب می شوند. در این دسته حقوق، صاحب حق اختیار دارد، البته به صورت محدود، در عین مال تصرف کند و از منافع آن بهره مند شود.

انواع حق عینی

حق مالی عینی به حق عینی اصلی و حق عینی تبعی تقسیم می شود.

حق عینی اصلی

حق عینی اصلی حقی است که به انسان اختیار استعمال و انتفاع از چیزی را بطور ناقص یا کامل، می دهد. به عبارت دیگر در حق عینی اصلی صاحب آن به عنوان بستانکار آن را اعمال نمی کند؛ بلکه بدون اینکه عنوان بستانکار را داشته باشد، آن حق را اعمال می کند. مانند حق مالکیت نسبت به عین مالی یا داشتن حق انتفاع یا حق ارتفاق نسبت به مالی.

حق عینی تبعی

حق عینی تبعی حقی است، که به موجب آن، عین معینی وثیقه طلب صاحب حق قرار می گیرد و به او حق می دهد که در صورت خودداری مدیون از پرداخت دین، طلب خود را از آن محل استیفا کند.

صاحب حق عینی تبعی به عنوان طلبکار آن را دارا باشد و به عنوان تضمین بدهی، این حق بوی داده شده است که به موجب آن، در استیفا طلب از مال متعهد، حق تقدم و حق تعقیب را دارد. مقصود از حق تعقیب این است که اگر وثیقه به هرکس دیگری منتقل شود، حق طلبکار علیه او در آن مال محفوظ است. یکی از خواص این حق آن است وثیقه در دست هر کسی که باشد، برای وصول طلب، علیه ذوالید اقامه دعوی صورت می گیرد.

مثال بارز حق عینی تبعی حقی است که طلبکار نسبت به وثیقه بدهکار دارد. با این توضیح که، اگر مدیون جهت توثیق دین خود مالی را وثیقه بدهی خود نزد طلبکار قرار دهد، در این صورت، طلبکار نسبت به مال وثیقه گذاشته شده، حق عینی تبعی دارد. علت نامیده شدن تبعی این حق، آن است که این حق در نتیجه وجود رابطه دینی میان طلبکار و بدهکار بوجود می آید.

تفاوت حق عینی اصلی و تبعی

تفاوت حق عینی اصلی و حق عینی تبعی را می توان در دو نکته بیان کرد.

1) در حق عینی اصلی صاحب مال می تواند از منافع عین استفاده کند. ولی در حق عینی تبعی منافع وثیقه به صاحب آن یعین بدهکار تعلق دارد. طلبکار، که در این رابطه مرتهن هم نامیده می شود، صرفا می تواند در صورت خودداری مدیون از ادای دین، طلب خود را از حاصل فروش وثیقه وصول نماید.

2) در صورت پرداخت دین حق عینی تبعی از بین می رود. به همین دلیل وجود تبعی دارد نه استقلالی. ولی حق عینی اصلی وجود استقلالی دارد.

2) حق دینی

حق دینی یا شخصی، حقی است که، شخص بر ذمه دیگری پیدا  می کند و به موجب آن می تواند، انتقال مال یا انجام فعل یا ترک فعل معینی را از او بخواهد. حق شخصی در اصطلاح حقوق مدنی به تبعیت فقه امامیه دین نامیده شده است. دین غالبا جنبه منفی رابطه تعهد است، یعنی، آن سوی رابطه تعهد که بسته به متعهد است. طلب، جنبه مثبت رابطه تعهد است که سوی وابسته به متعهدله است. صاحب حق دینی را دائن یا طلبکار یا بستانکار یا متعهدله گویند و کسی را که ملزم است مدیون یا بدهکار یا متعهد گویند. بنابراین، درحق دینی همیشه سه رکن وجود دارد: دائن، مدیون و دین.

کسی که دارای حق دینی است، تنها به وسیله مدیون و به طور غیر مستقیم می تواند آن حق را به موقع اجرا گذارد و بی واسطه قادر به استفاده از آن حق نخواهد بود. دائن برای اینکه از این حق بهرمند شود، چنانچه مدیون طوعا حاضر به ادای دین نباشد، عملا بایستی الزام او را به اجرای تعهد از دادگاه درخواست نماید.

مقایسه حق عینی و حق دینی

حق عینی با حق دینی از جهات مختلفی تفاوت دارد که از جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1) ارکان تشکیل دهنده حق دینی دو رکن است که عبارتند از: صاحب حق و موضوع حق

اما ارکان تشکیل دهنده حق دینی سه رکن است که عبارتند از: دائن، مدیون و دین.

2) موضوع حق عینی همیشه یک شی مادی است و باید در عالم خارج معین باشد در حالیکه حق دینی ناظر است به انتقال مالی، انجام دادن عملی و یا ترک عملی.

3) حق عینی در برابر همگان قابل استناد است. ولی، حق دینی صرفا به وسیله شخص مدیون قابل اجرا است و دائن برای وصول طلب خود و اجرای تعهد فقط به او می تواند رجوع کند. به همین دلیل گفته شده است، حق عینی حقی است مطلق، ولی حق دینی حقی است نسبی.

4) حق عینی از حق تعقیب برخوردار است. یعنی، صاحب آن می تواند، مال خود را در دست هر کس که بیابد مطالبه نماید. ولی حق دینی، اصولا، فاقد چنین ویژگی است و موضوع این حق را فقط از مدیون می توان مطلابه نمود.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا