حقوقی

بیع چیست؟ اقسام و انواع عقد بیع

واژه بیع در لغت به معنی فروش و خرید است. بایع به معنی فروشنده و مشتری به معنی خریدار است. مالی را که فروشنده به خریدار تملیک می کند مبیع یا مثمن و ما به ازای آن را ثمن می نامند. ثمن را مشتری در مقابل مبیع به فروشنده می پردازد. در شرایط کنونی ثمن معامله اغلب پول و گاه مال یا کار است. به جای عقد بیع عموم مردم از خرید و فروش و گاه از واژه معامله استفاده می کنند.  تعریف بیع در قانون مدنی بصورت تملیک عین به عوض معلوم معرفی شده است. در این مقاله، قصد داریم، تا در ابتدا، به این سوال پاسخ دهیم که مفهوم بیع چیست؟ سپس در ادامه، انواع بیع را با توجه به قانون مدنی، بررسی نماییم. اگر در خصوص عقد بیع، سوالاتی دارید، در این مقاله با ما همراه باشید.

مفهوم بیع چیست؟

بیع به معنی فروش در مقابل خرید به کار می رود به خرید و فروش نیز بیع می گویند.

ماده 338 قانون مدنی:

بیع عبارت است از تملیک عین به عوض معلوم

واژه تملیک برای تمیز بیع از عقود اذنی است و قید عین برای تمیز آن از عقد اجاره می باشد. قید عوض معلوم برای تمیز آن از عقد هبه است. به علاوه قید تملیک عین ضرورت مال عینی بودن مبیع را می رساند. مانند زمین، خانه، گندم، برنج. بنابراین منفعت مال یا عمل و حق را نمی توان در قالب عقد بیع واگذار نمود. ولی این محدودیت در مورد ثمن پیش بینی نشده است و از آن به عنوان عوض تعبیر شده که می تواند شامل عین، منفعت، عمل، حقوق و پول نیز باشد.

در ماده 1582 قانون مدنی فرانسه آمده است:

بیع قراردادی است که طبق آن یکی از دو طرف تعهد می نماید چیزی را تسلیم کند و طرف دیگر ثمن را بپردازد.

اقسام و انواع عقد بیع

عقد بیع را با توجه به اعتبار های مختلف می توان به اقسام گوناگونی به ترتیب ذیل تقسیم نمود:

بیع نقد

نقد در برابر نسیه بکار می رود. بیع نسیه آن است که ثمن آن کلی و برای پرداخت آن موعد معین شده باشد. اگر ثمن معین و مشخص و برای پرداخت آن موعد معین نباشد آن را نقد گویند. بیع نقد را بیع حال نیز گویند، زیرا مبیع و ثمن هر دو حال می باشد و برای تسلیم هیچ یک اجلی مقرر نمی شود.

بیع نسیه

بیع نسیه در برابر بیع نقد بکار می رود و آن بیعی است که ثمن در آن کلی و پرداخت آن موجل خواهد بود. بیع نسیه را بیع موجل نیز می گویند.

بیع سلف

بیع سلف یا سلم عبارت از بیعی است که ثمن در آن حال و مبیع موجل می باشد. که اصطلاحا بر آن پیش خرید یا پیش فروش نیز می گویند.

بیع صرف

هر گاه هر دو عوضین (مبیع و ثمن) طلا و نقره اعم از مسکوک یا غیر مسکوک باشد را بیع صرف گویند.

بیع مقابضه

هرگاه هیچ یک از عوضین (مبیع و ثمن) طلا یا نقره نباشد آن را بیع مقابضه گویند.

بیع شایع

اگر یکی از عوضین (مبیع یا ثمن) مسکوک طلا یا نقره و یا پول رایج کشور باشد را اصطلاحا بیع شایع گویند.

بیع شرط

بیع شرط یا خیاری عبارت از بیعی است که در آن شرطی برای یکی از طرفین ذکر شده باشد.

بیع معاطات

بیعی است که ایجاب و قبول آن لفظی، کتبی و یا اشاره ای نباشد و به صورت فعلی باشد.

بیع کالی و به کالی

کالی در لغت به معنی موخر است و منظور از بیع کالی به کالی، بیع نسیه به نسیه که هیچ یک از مبیع و ثمن نقد نمی باشد را گویند.

بیع کالا به کالا

عبارت از بیعی است که مبیع و ثمن هر دو الا و یا مال می باشد.

بیع فضولی

بیعی است که بایع نه مالک مبیع و نه از طرف مالک اجازه، وکالت، نمایندگی و نه ولایت دارد لیکن مال متعلق به دیگری را برای همان شخص موضوع عقد بیع قرار می دهد.

بیع حصات

عبارت از بیعی است که عاقد با انداختن سنگریزه و اصابت آن به کالا، قصد انشا خود را می رساند و به این طریق بیع واقع می شود.

بیع ملامسه

نوعی از بیع باطل که پیش از اسلام رواج داشت و مشتری بیع را نمی دید و به محض اینکه آن را لمس می کرد بیع واقع می شد. این نوع بیع نیز به واسطه غرری بودن باطل شناخته شده است.

بیع وقف

عبارت از بیعی است که مبیع آن مال وقفی (موقوفه) باشد.

بیع مساومه

عبارت از داد و ستد و یا بیعی است که طرفین عقد بر آن تراضی و توافق نمایند بدون این که بایع از مبلغ خریداری خودش خبری بدهد.

بیع مرابحه

عبارت از بیعی است که با خبر دادن از مبلغ خریداری شده به زیادتر از آن مبیع را بفروشد.

بیع مواضعه

هرگاه بایع با خبر دادن از مبلغ خریداری شده به کمتر از آن مبیع را بفروشد را اصطلاحا بیع مواضعه گویند.

بیع تولیه

عبارت از بیعی است که با خبر از راس المال (مبلغ خریداری شده) کالا را به همان قیمت بفروشد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا